الا یا ایها االساقی ادر کاسا و ناولها ----------------- که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید----------- ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم-------- جرس فریاد میدارد که بربندید محملها
به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید -------- که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل -------- کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر --------- نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
حضوری گر همیخواهی از او غایب مشو حافظ --- متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
توضیحات:
مصرع اول - الا یا ایها ساقی ادر کاسا و ناولها- یعنی "ساقیا جام شراب را دور مجلس بگردان و مرا نیز بنوشان." این مصرع، تضمین مصرع دوم شعری است از یزید ابن معاویه:
انا المسموم ما عندی بتریاق و لا راقی ------- ادر کاسا وناولها الا یا ایها الساقی
آقای قزوینی و بسیاری معتقدند که این ساخته و پرداخته ضد شیعیان است ولی همه میپذیرند که احتمالا مربوط به شاعری عرب زبان است و حافظ تضمین کرده است. من اصل شعر را در جای دیگر ندیدم که قضاوت کنم.
آقای قزوینی و بسیاری معتقدند که این ساخته و پرداخته ضد شیعیان است ولی همه میپذیرند که احتمالا مربوط به شاعری عرب زبان است و حافظ تضمین کرده است. من اصل شعر را در جای دیگر ندیدم که قضاوت کنم.
مصرع دوم شعر "اگر چه عشق در نگاه اول ساده مینمود ولی افتاد مشکلها"
بیت دوم میگوید در آرزوی اینکه محبوب موی مجعد و پریشانش را شانهای کند و باد صبا بویی از آن را به ارمغان بیاورد و دل مرا شاد کند چه خون افتاد در دلها ---- گویا خطاب به شاه است و در طلب عنایتش تا از مشکلات برهاند (آزار ظاهرپرستان متشرع)
بیت سوم اشاره به گذرا بودن دنیا و خوشیهایش است که تا به منزل جانان میرسیم و دمی خوش هستیم زنگ کاروان فریاد برمیدارد که وقت رفتن است و زمان بستن بار بر کجاوهها
در بیت چهارم مغان جمع مغ است یعنی روحانی زرتشتی. میکدهها در محله زرتشتیان بود نه در محلههای مسلمان نشین. این بیت به بیتوجهی به دین و ظواهر شریعت اشاره دارد و سفارش میکند به پیمودن راه دل
بیت پنجم حال و هوای حافظ در آنروزها را نشان میدهد که ایام کشت و کشتار بود به خاطر عقیده و برای گسترش دین و شریعت
بیت ششم به بدنام شدن حافظ در حلقهی دینداران اشاره دارد
مصرع دوم بیت هفتم "چون به حضور دلبر و یار رسیدی، دنیا را رها کن و واگذار"