شنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۹

شعر آزادی از شاملو همراه با توضیح --- برای مردم آزاده مصر

هرگز از مرگ نهراسیده‌ام
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود.
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینی‌ست
که مزدِ گورکن از بهای آزادیِ آدمی افزون باشد.
 □
 جُستن، یافتن و آنگاه به اختیار برگزیدن
و از خویشتنِ خویش بارویی پی‌افکندن ــ
 اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش‌تر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

توضیح:
شاعر در دوراهه شکننده ای قرار گرفته. یک راه امن و آسایش است اما تن دادن است به روزمرگی و ابتذال در زیر چکمه های حاکمِ خونریز و راه دیگر جنگیدن است و هراس از مرگ در انتهای راهی شاید کوتاه.
در تصور شاعر، روزمرگی و ابتذال چون هیولایی خزنده است با دستانی شکننده (شکاننده) و نابودکننده که از انسانیت اثری باقی نمیگذارد. اما شاعر میداند که راه دیگر نیز مبارزه با هیولای مرگ است که دستانش حتا از ابتذال نیز شکننده تر است و نابودکننده تر. اما علارغم این آگاهی، شاعر میگوید هرگز از مرگ نهراسیده چرا که برای او زندگی در سرزمینِ بی آزادی غیرممکن است، در سرزمینی که اگر جانِ انسان آزاده ای ستانده شود، دغدغه قاتل نه عذابِ وجدان (بهای ستاندنِ آزادی) که پرداختنِ مزد گورکن است تا جنایت خود را لاپوشانی کند. برای شاعر، مردن در سرزمینی که بهای آزادی از مزدِ کورگن کمتر است ناممکن است.
بند دوم شعر با ما از چرایی این انتخاب میگوید و از تعریف انسان. تمامِ انسانیت جستجو کردن است و یافتنِ آنچه به دنبالش هستی و آزادانه و به اختیار برگزیدنِ هرآنچه در پیش بودی. اینگونه است که خود را میسازی و از گِلی که آدم مینامند بارویی (قلعه ای) بنا میکنی عظیم که فروریختنی نیست. همه انسانیت همین است، همه انسانیت همین آزاد بودن است و به اختیار برگزیدن و اگر بهای این آزاد زیستن و انسان بودن مرگ است، حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.

پی نوشت: شکننده هم متعدی است و هم لازم. در اینجا به معنای متعدی به کار رفته یعنی شکاننده مثل حسن شیشه را شکست (متعدی) در مقابل شیشه شکست (لازم).

دوشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۹

سروده ای از نیل یانگ


سروده اول: هی هی مای مای


این ترانه در سال 1979 توسط "نیل یانگ" سروده شد و او به همراه گروه "اسب دیوانه" آنرا در سبک "گرانج" اجرا کرد که تلفیقی از سروصدا (نویز) و سرود است. سروصدای مزاحم که در کوک گیتارها نهفته توانسته فضای بسیار تاریک ترانه از زندگی و مرگ را نمایان کند. این سال مصادف بود با مرگ قیصرِ راک اند رول (الویس پریسلی) و گمانه زنیها از پایان موسیقی راک اند رول که همزمان شده بود با سردی، تاریکی و اندوه در ترانه های نیل یانگ. جمله "بهتر است خاکستر شوی تا اینکه بپوسی، محو شوی" که در این ترانه آمده، بعدها پایان‌بخشِ یادداشتِ خود کشی "کرک کوبین" خواننده سرشناس گروه "نیروانا" شد. از آن زمان، نیل یانگ این ترانه را با اندکی تغییر اجرا میکند تا اندکی از سیاهی و سردی ترانه را بکاهد.

My my, hey hey
Rock and roll can never die
It's better to burn out
Than to fade away
My my, hey hey.

Out of the blue and into the black
They give you this, but you pay for that
And once you're gone, you can never come back
When you're out of the blue and into the black.

The king is gone but he's not forgotten
Is this a story of Johnny Rotten?
It's better to burn out, ‘cause rust never sleep
The king is gone but he's not forgotten.

Hey hey, my my
Rock and roll can never die
There's more to the picture
Than meets the eye.
Hey hey, my my.

هی هی، وای وای
راک اند رول نامیراست، همیشه با ماست
همان بهتر که خاکستر شوی
پیش از آنکه بپوسی، محو شوی

هی هی، وای وای
برآمده‌ای از هیچ و فرورفته‌ای در سیاهی
این را به تو بخشیده‌اند، بهای آن را طلب میکنند
و همینکه رفتی
همینکه از این آبی بیرون شدی و در سیاهی فرو رفتی
دیگر آمدنی نیست.

قیصر برای همیشه رفته اما خاطره اش نامیراست
نقل داستانی دیگر نیست که در ذهنمان بگندد
همان بهتر که خاکستر شد، خاکستر نامیراست
قیصر برای همیشه رفته اما خاطره اش با ماست

هی هی، وای وای
راک اند رول نامیراست، همیشه با ماست
در تصویر بیش از آنی است که در قاب چشمانت بگنجد
هی هی، وای وای