مهر هر روزه تو در دل من هست
یاد یک لحظه من در سر تو نیست
لحظه ها رنگ به رنگ نقش تو را میبافند
لیک مرا طاقت فردای دگر نیستخط تو حک شده بر لوح دلم
سایه یاد مرا در دل تو راهی نیست
دوش یادت به برم مست و خراب آمده بود
گفتم ای مونس جان راه گم کرده مرا یافته ای
گفت برخیز ساغرم هست ولی ساقی نیست
یاد یک لحظه من در سر تو نیست
لحظه ها رنگ به رنگ نقش تو را میبافند
لیک مرا طاقت فردای دگر نیستخط تو حک شده بر لوح دلم
سایه یاد مرا در دل تو راهی نیست
دوش یادت به برم مست و خراب آمده بود
گفتم ای مونس جان راه گم کرده مرا یافته ای
گفت برخیز ساغرم هست ولی ساقی نیست